میراث معنوی



ابریشم بافی

ابريشم بعنوان ظريفترين ، محكم ترين ، پردوام ترين و پرجلاترين نخ جهان از سابقه اي به قدمت تمدن بشري بر خوردار بوده است . و در بيشتر سرزمين هاي ابريشم پرور اصلي ترين مورد مصرف آن بافت پارچه هاي ابريشمي بوده است . ايرانيان از دير باز علاوه بر بافت پارچه در بافت برخي از انواع قالي  و قاليچه نيز از ابريشم استفاده مي كردند . ابريشم يكي از بادوام ترين بافته هاست. زيرا رشته هاي آن بهم تابيده مي شوند و از نظر ستايش به دليل نرمي و لطافتي كه دارد ساييدگي پيدا نمي كند .در بين هنرهاي سنتي ، ابريشم بافي بيشترين هنرمند را در منطقه راميان و مينودشت به خود اختصاص داده  ودر بين تركمنها تنها هنرمند زن تركمن در روستاي پيش كمرساكن است  .در ميان روستائيان اين مناطق  زنان روستايي به كار نوغانداري و ابريشم بافي مي پردازند . عمليات مربوط به ابريشم را مي توان به سه بخش اصلي تقسيم نمود : 1 – نوغانداري  2 – ريسندگي نخ ابريشم  3 – عمليات يافتن .

 

جاجیم بافی

جاجيمچه يا « جاجَم » دستبافي ضخيم و بدون پرز از جنس پشم و پنبه كه داراي چله كشي بلند بوده و بصورت راه راه و رنگين توسط دار بافت افقی ، شانه و ماسوره جهت مصارفي چون زيرانداز و پادري و ... بافته مي شود. در گذشته از پود و چله هاي پشمي براي بافت جاجيم استفاده مي كردند كه پشمها با رنگهاي گياهي رنگرزي مي شده است. اما امروزه بيشتر ، نخهاي اكريليك جاي آنرا گرفته است. جاجيم بافي در عين ظرافت و دقتي كه مي بايست صرف بافتن آن گردد ، سنتي ترين روش بافندگي را مجسم مي سازد كه ابزار مورد نياز آن ساده ترين وسايل بوده و مهمترين عامل در امر بافت ، قدرت بازوان بافنده است. بافت جاجيم پس از تهيه نخ مورد نياز در رنگهاي مختلف و چله كشي ، شروع مي شود. توليدكنندگان آن را عمدتاً زنان روستايي تشكيل مي دهند كه با استفاده از دستگاه بافندگي (کچکال) با حداكثر عرض 50 سانتي متر، به بافت مي پردازند. جاجیم از به هم دوخته شدن چند تختة (نوار) جاجیم بافت شکل می گیرد.

 

چادرشب بافی

چادرشب، پارچه ایی زیبا و رنگارنگ با نقوش هندسی (عموما چهارخانه) به عنوان روانداز، جای رختخواب یا رختخواب پیچ و یا پیچیدن دور کمر که بخشی از لباس زنان منطقه را در مازندران، گلستان وگیلان تشکیل می­دهد، می­باشد و در فرهنگ لغت به عنوان چادر بزرگ که در آن رختخواب را می بندند معنا شده است.امروزه کاربردهای دیگری چون حمل جهیز عروس نیز دارد.در بين هنرهاي سنتي ، چادر شب  بافي بيشترين هنرمند را در منطقه راميان و مينودشت به خود اختصاص داده  و در بين تركمنها تنها زنان هنرمند در روستاهاي شهرستان کلاله به این امر اشتغال دارند . عمليات مربوط به اين هنر – صنعت را مي توان به سه بخش اصلي تقسيم نمود : 1 – آماده سازی نخ  2 – چله کشی3 – يافت .

 

زیور آلات ترکمن

ساخت زیور آلات ترکمن که عمدتا شامل زیورآلات زنان می باشد از صنایع دستی هنری است که توسط تعداد معدودی از صنعتگران ترکمن همچنان کار می شود این زیور ها معمولا از تقره ساخته می شوند از این رو صنعت زیور سازی ترکمن را نقره کاری نیز می گویند . البته علاوه بر نقره ، از فلزات کم ارزشتر آلیاژی نظیر برنج و ورشو نیز زیور درست می شود که ارزش آنها کمتر است . به علاوه در زیور های طلا و آب طلا نیز استفاده می شود .از زیور های نقره ای در گذشته زیاد استفاده می شد که این امر به علت قیمت کمتر نقره در مقایسه با طلا ، امکان استفاده از آن در سطحی عمومی تر فراهم بوده است .کراهت استفاده از طلا برای مردان در دین مبین اسلام نیز یکی از علل عمومیت استفاده از نقره می باشد . امروزه این زیور ها علاوه بر استفاده در بازار های محلی و داخلی بعضا به بازار های خارجی نیز صادر می شوند که در صورت سامان دهی می تواند به عنوان یکی از تولیدات صادراتی منطقه در آید . علاوه بر آن این صنعت می تواند میزان زیادی اشتغال ایجاد نماید .

ساخت زیور های ترکمن در کارگاه های استادکاران نقره کار با وسایل ابتدایی و روشهای خاص صورت می گیرد ، طرح های مورد استفاده در زیورآلات ترکمن بیشتر شامل طرح های هندسی ، گل و گیاه ، حیوانات ، انسان ، و وسایل زندگی و ماه و ستاره می باشد . زیور آلات ترکمن را بر اساس نوع کاربرد آنها می توان به یازده گروه زیور های لباس ، سرو پیشانی ، مو ، گوش ، گردن و سینه ، مچ دست ، انگشت ، کمر ، ابزار کار زنان ، کودکان و زیورهای اسب تقسیم بندی نمود .  

 

سوزندوزی ترکمن

سوزندوزی ترکمن زنجیره های فشرده و بسیار ریزی می باشد که در ترکمن سانجیم نامیده می شود. سطح رویین پارچه بوسیله این زنجیره ها کاملاً پر می شود. معمولاً برای شروع کار خط راستی به دور پارچه زنجیره دوزی می شود که بدان چلیم می گویند. سپس طرح مورد نظر که بیشتر ذهنی می باشد با استفاده از زنجیره پر می شود. نوع این نقش ها بیشتر به صورت اشکال منظم و تکراری بوده و شامل نمادها و طرح هایی از گل و گیاه و نظایر آن می باشد. نقوش مورد استفاده در سوزندوزی ترکمن بیشتر هندسی و قرینه بوده و به صورت ذهنی سوزندوزی می شوند. این نقوش همچنین عمدتاً اشکال ساده شده بسیاری از چیزهایی هستند که محیط اطراف هنرمندان ترکمن وجود داشتند. نقوشی نظیر موی (عنکبوت)، ساری ایچیان (عقرب) وقوچاق(شاخ قوچ) نمونه هایی از این نقوش می باشند.

در طی سال های اخیر سوزندوزی ترکمن به تدریج در حال فراموشی است، در حال حاضر با وجود کاربرد نسبتاً وسیع آن، تعداد اندکی از افراد به تولید فرآورده های این هنر می پردازند، احیا این هنر و تولید فرآورده های سوزندوزی ترکمن می توان ضمن زنده نگه داشتن یک هنر سنتی، باعث ایجاد اشتغال و درآمد برای قشر وسیعی از زنان و دختران باشد. به ویژه آنکه این هنر نیازی به کارگاه مستقل و اشتغال تمام وقت ندارد.

 

فرش ترکمن

تار و پود قالی های ترکمن در بعضی موارد ازپشم و در بعضی موارد ابریشم است وچله کشی آن همچون ضربدری ایلات انجام می شود ودر چله کشی تخت باف ترکمنی فاصله چله ها از هم به اندازه یک تار به صورت آزاد در بین تارهای چله کشی شده می باشد. قالی و قالیچه ها دارای گره فارسی باف (در حواشی ترکی باف جهت استحکام بیشتر بافته) و یک پوده می باشد و در روی دستگاه افقی بافته می شود و تار و پود  هر دو از پشمهایی است که در همان نواحی بافته می شود و دست ریس است.پس از بافتن هر رج از گره ها از روی آنها یک یا چند نخ پود را گذرانیده  و با شانه به آن ضرباتی را جهت بالابردن استحکام، وارد  می سازند .قره چولم یا شیرازه بصورت نخ چندلا به موازات نخ های تار در کناره فرش زده می شود که از نوع متصل می باشد.

مرغوبیت قالی عمدتاً به نوع پشم ، کیفیت  رنگها و روش رنگرزی و بافت آن بستگی دارد .نقوش فرش ترکمنی ذهنی بافت است و زنان ترکمن در تولید این دستبافت، آرمانها و اندیشه هایشان را با رنگهای دلخواه بر روی تار قالی گره می زنند .شاخ قوچ، نقش عقرب، ماری گول –mare gül، درناق گول-dernagh gül- ، قافسه گول-ghāfsā gül-، تکه گول-teke gül-، انسی گول-ense gül-، قزل ایاق گول-ghezel āyāgh gül-، توینگ گولtüynek gül--، قوش گول،-ghoš gül-، آوغان گول-āvghān gül-، تاج حروزtaj horoz-، پنجارا آرا گول-penjārā ārā gül-، آق نقش-gh naghšā از جمله نقوش زیبایی است که در این هنردستی به کار می رود.

.. "گول- lüg-" نقش اصلی فرش ترکمن است که بافته های هر قوم به وسیله آن از بافته های اقوام دیگر متمایز می شود .به رغم ترویج رنگهای شیمیایی هنوز مواد رنگدار گیاهی مانند پوست انار، چوب پویا، خاکستر چوب ازدار و زردچوبه، روناس و نیل برای رنگرزی خامه قالی کاربرد دارد.دارهای قالی بیشتر از نوع افقی و متحرک بوده و به همراه کوچ ایل جابجا می شود و در سالهای اخیر استفاده از دارهای عمودی نیز در این منطقه رونق یافته است وچله کشی بصورت تلفیقی نیز انجام می شود.

 

فن ساخت دوتار ترکمن

دوتار یکی از کهن ترین سازهای زهی است که ساختمان آن همه از چوب و طول این ساز نود الی صد سانتی متر است . در ترکمن صحرا دوتار را به گونه کاسه ای می سازند. به طور کلی از قسمت های مختلف تشکیل شده است و قطعات تشکیل دهنده آن عبارتند از :

  1. کاسه « کﺄسه » - kasa
  2. دسته « ساپ » - sāp
  3. صفحه « قاپاق » -ghāpāgh
  4. پرده « پرده » -  perde
  5. گوشی ها « قولاق » - ghōlāgh
  6. سیم گیر « بوینوز » -boynoz
  7. خرک روی دسته « شیطان اشک » -eytān ešekš
  8. سیم « تار » -
  9. خرک روی صفحه « اشک »-ešek

وجه تسمیه دوتار : شاهم قولیف از محققین موسیقی در ترکمنستان معتقد است که تامدره از تنبور و تنبوره اخذ گردیده است. همانطور که میدانیم حرف « ن » در تنبور هنگام تلفظ به « میم » تبدیل و تنبور خوانده می شود. بنابراین  در طی زمان و با تغییراتی در ادای لفظ تنبوره تبدیل به تمبوره و سپس تمدره و در نهایت تامدره شده است.استاد مهدی کمالیان در مقاله دوتار می نویسد : در میان ترکمن ها این ساز بسیار رواج دارد. دوتار را تام دره نیز می خوانند. معنی تامدر تنور است و تام دره یعنی در تنور پخته شده، زیرا چوب توت را در تنور خشک کرده و نیم سوز می کنند تا شیره چوب گرفته شود و سپس تراش و حالت به آن می دهند. این ساز را از آن روی که بیشتر کاسه آنرا از چوب درخت توت می سازند « توت تار » و به طور اولی از آن روی که دارای دو سیم است ، دوتار می نامند.

 

در میان ترکمن ها دوتار با عناوین مختلف مورد استفاده قرار می گیرد:

  1. ساز :  که در کتاب گوراوغلی بدان اشاره گردیده
  2. تامدره
  3. دوتار 

 

مراسم چهل منبر

مراسم چهل منبر، از جمله مراسم ایام محرم است، که شب دهم محرم درمحله های قدیمی بافت گرگان اجرا می شود،زمان اجرای این مراسم غروب روز تاسوعا می باشد .در بیشتر محله های قدیمی شهر گرگان اماکنی وجود دارد که مالکیت آن  وقفی می باشد ومنبر ها در آن نگهداری می شود .کسانی که خادمین منبر هستند ونسل به نسل منبر رانگهداری می کنند ،چند روز قبل از اجرای مراسم ،منبر رابیرون آورده ویک پارچه سیاه یاسبز بر روی آن می اندازند وآن را در نزدیکی مسجد ویا در حیاط منزل می گذارند ویک سینی رویی یا تشت بزرگی پر از گل بر روی منبر قرار می دهند .از قدیم الایام درگرگان مرسوم بوده که در این شب با خورشت قورمه سبزی وشربت از عزاداران امام حسین (ع)پذیرایی می کنند.مردم گرگان معتقدند که باید بهترین غذا را به احترام امام حسین (ع)بپزند وبه یاد یاد لب تشنه امام حسین وخاندان ویاران باوفایش شربت تعارف کنند .خادمین منبر از قبل آتش واسپند را درگوشه ای از حیاط منزل آماده می گذارند تابه هنگام عزاداری اسپند دود کنند . هنگام غروب دسته دسته مرد وزن وسالخوردگان وپیران به پای منبر هامی روندوبه هر منبر که می رسندباذکر صلوات یک شمع روشن میکنند ومعتقدند که اگر چهل منبر رابا پای برهنه وبدون آنکه کلامی به زبان آورند ،زیارت کنند ،حاجت آنها بر آورده می شود. وحتی نقل شده است که درگذشته برخی از افرادبرای گرفتن حاجت پابرهنه به سوی منبرهابرای روشن کردن شمع می رفتند. و عده ای نیز سریاشانه خود را گل مالی می کردند .

از قدیم الایام درگرگان رسم بر آن بود، که برای سپید بختی دختران نوعروس ،خانواده داماد یک کله قند –پارچه ترمه دوزی شده وشمع قدی وبلندی را به پای منبر می آوردند وشمع ها را به پایه منبر می بستند وکله قند را برای استفاده درشربت به خادم منبر تحویل می دادند. که تا چهل روز شمع را روشن کند ،خادم منبر موظف بود که تا پایان مراسم وخاموش شدن شمع ها در آنجا بماند وهیچ یک از شمع ها را خاموش نکنند وصبر کند تا شمع ها خاموش شودومعمولاشمع های نیم سوخته را دور نمی ریزند واز آنها در شب جمعه ودرمساجد استفاده می کنند.

واینگونه بود که غروب تاسوعا کوچه پس کوچه های سرچشمه ودوشنبه ای وسرپیر ومیخچه گران وشیرکش ودباغان وشاهزاده قاسم ومیدان عباسعلی ودربنو وچهارشنبه ای وپاسرو ونعلبندان وسبزه مشهد و.... مملواز مردان وزنانی است که به زیارت منبرها رفته  وبرای رفع مشکلاتشان متوسل به ائمه اطهار می شوند .

 

مراسم دسته چوبی

در شهر گرگان كنوني (استرآباد سابق) آيين هاي عاشورايي مختلفي برگزار مي شود كه تعدادي از آنها خاص اين منطقه بوده و جزو آداب و سنن بومي اين شهر محسوب مي شوند. يكي از اين آيين ها؛ آيين دسته چوبي است كه طبق روايات مختلف تاريخي تاريخچه آن به زمان  واقعه كربلا باز مي گردد. چنانكه مي گويند مردم استرآباد براي «ياري» و نيز بنا به قولي براي «خونخواهي» امام حسين (ع)  به پا خاسته اند و هرچه در اختيار داشته اند از قبيل چوب و چماق و بيل و داس و كلنگ و غيره را به دست گرفته از استرآباد به حركت درآمده اند. كه البته بنا به دلايلي تا دارالمرز مازندران بيشتر پيش نرفته و از آنجا به استرآباد بازگشته اند و از همان سال به بعد به ياد آن حركت انقلابي هرساله به شكل نمادين اين آيين را اجرا مي كنند. برخي اين آيين را منسوب به دوران صفويه دانسته اند و اعتقاد دارند اين آيين به ياد حركت انقلابي مردم استرآباد در زمان واقعه كربلا، دوباره در دوره صفويه بازسازي شده است. البته از آنجا كه سابقه تشيع در استرآباد و جرجان بسيار طولاني است و به قرن ها قبل از دوران صفويه باز مي گردد احتمال اينكه اين آيين قبل از صفويه هم در استرآباد اجرا مي شده چندان دور از ذهن نيست. اما آنچه مشخص است اين آيين از اوايل دوره قاجار در استرآباد بسيار رايج و شايع بوده است.

اين آيين در روز يازدهم محرم يعني دومين روز شهادت امام حسين (ع) برگزار مي شود. شكل برگزاري اين آيين به اين صورت است كه گروهي از افراد هيأت هاي مذهبي جمع شده تعدادي مشعل كه داراي دسته هاي چوبي بلندي هستند آماده كرده و تعداد زيادي چوب را بين عزاداران تقسيم مي كنند. مشعل داران با مشعل هاي برافروخته در جلو دسته قرار مي گيرند و در پشت سر آن ها دسته چوب به دستان قرار دارند كه در وسط دسته چوب به دستان يك نفر نوحه خوان دسته را كه اصطلاحا به آن «دم گير» گفته مي شود به دوش خود كشيده و به حركت در مي آيند. «دم گير» اشعار و اذكاري را مي خواند كه عزاداران با ريتم ذكرهاي او به حركت در مي آيند و در حالي كه با يك دست خود چوب هايي را كه در دست دارند بالا و پايين مي برند، با دست ديگر سينه مي زنند و ذكر ها و اشعار را زمزمه مي كنند. ريتم اشعار و اذكار بسيار حماسي است و شور و حال حماسي عجيبي در بين عزاداران ايجاد مي كنند چنان كه عزاداران در حين حركت در سطح شهر مدام در حال هروله كردن هستند. يعني مدام در همان حال بالا و پايين بردن چوب و سينه زدن و ذكر گفتن به سمت جلو مي دوند و باز بدون اينكه جهت خود را عوض كنند به عقب برمي گردند. 

در حال حاضر سير حركت اين آيين در بافت تاريخي گرگان به اين صورت است كه پس از غروب يازدهم محرم، بعد از صرف شام، عزاداران در عرصه ميدان تكاياي محله ميخچه گران جمع شده و عده اي از چوب به دستان محلات «سرپير» و «دباغان» نيز به آن ها مي پيونددند و از آنجا به سمت محله سرپير حركت كرده، سپس به دباغان رفته و به ترتيب محلات سبزه مشهد، سرچشمه، دوشنبه اي، در بنو، ميركريم و شاهزاده قاسم را پشت سر گذاشته تا به محله ميدان مي رسند و در آنجا مدتي بيش از محلات ديگر دم مي گيرند و هروله مي كنند و باز از آنجا به سمت محله نعلبندان رفته و از نعلبندان به ميخچه گران بازمي گردند. در ميخچه گران زنان محله با شير گرم و آتش و اسفند به استقبال عزاداران مي آيند و از آنها پذيرايي مي كنند.

 

مراسم نخل پا

در نزدیکی ظهر عاشورا بر حسب سنت قدیم تمامی هیات مذهبی روستا بصورت زنجیر زنی و سینه زنی با حضوری گسترده اما در حال حرکت خود را به مکان مجمع عزاداران امام حسین ع که ذوالجناح (نخل پا) در ان قرار دارد میرسانند و بعداز طی مسافت 2 کیلومتری به همراه ذوالجناح واسرا که توسط یاران یزید به اسارت گرفته شدهاند و جنازه بی سر حضرت علی اکبر ع و فردی هم در نقش حضرت سجاد ع که با بدنی به غل و زنجیر بسته شده و بر اسبی نشسته و گهواره حضرت علی اصغر ع و خیمه هایی که از قبل درست کرده اند در جلوی هیات مذهبی در یک صف بسیار طولانی همراه با عزاداران وارد حسینیه اعظم روستا میشونند و با حضور کاروان به داخل حسینیه عزاداران به سمت انها حرکت میکنند و پس از جندین بار دور زدن در مجموعه حسینیه شمر با شمشیر برهنه پیشاپیش یزیدیان وارد محوطه میشود و شروع به رجز خوانی میکند و این ابیات قدیمی را بر زبان می راند / کنون ببین در این مکان چه اتشی بپا کنم/نه خوفی از بشر مرا نه ترسی از خدا کنم/...بریده چون نمی شود گلو زتیغ تیز من/سر حسین ع تشنه لب جدا من از قفا کنم .

شمر پس رجز خوانی به قصد اتش زدن خیمه ها حرکت میکندو انها را به اتش میکشد در این روز اهالی روستا در زیر پای ذوالجناح تا 150 راس گوسفند قربانی میکنند و پس از به اتش کشیدن خیمه ها اسرا و سرهای بریده جنازه بی سر حضرت علی اکبر ع و... به همراه عزاداران دور خیمه ها حرکت میکنند و در این لحظه کبوتران از داخل خیمه ها به اسمان پرواز می نمایند در اینجا به یاد اذان و نماز ظهر عاشورای امام حسین ع موذن در میان انبوهی از جمیعت اذانی بسیار با شکوهی ایراد می نماید و عزاداران با شنیدن صدای موذن اشکها جاری و خود را برای نماز ظهر عاشورا اماده میکنند بعداز ان با همان تشریفات ذوالجناح امام حسین ع به مکان خود در مجمع عزاداران اورده میشود و سپس عزادارن چه مردم بومی و غیر بومی برای  گرفتن و یا خوردن غذای نذری که بر حسب سنت قدیم در بیشتر خانه ها اماده میشود میرونندو با گرفتن یاخوردن غذای نذری برکت وسلامتی در طول یکسال از خداوند خواستارند و بعداز چند ساعت استراحت مراسم شام غریبان فرزندان امام حسین ع با همان گسترده گی اغاز میشود با این تفاوت کلیه هیات مذهبی اول جهت ادای احترام به ساحت شهدا و اموات وارد گلزار شهدا میشونند وبعداز ان به سوی بیت مرحوم حضرت ایت الله حاج شیخ حسن مهدوی حرکت میکنند وبعداز عزاداری مختصر وارد حسینیه اعظم روستا میشونند با پایان یافتن عزاداری گسترده شام غریبان دو رسم قدیمی وجود دارد اولی مردم با درست کردن غذای نذری در خانهایشان انها را به حیسنیه می اورنند و شام غریبان را با میل کردن غذای نذری به پایان میر سانند و دومی بیشتر سادات روستا ودیگر اهالی محل در خانه هایشان از عزاداران شام غریبان پذیرایی می نمایند نا گفته نماند نذوراتی که در روز عاشوراو اعلم گردش جمع اوری میشوند صرف  مخارج عمومی روستا و برگزاری مراسم سومین روز شهادت امام حسین (ع) میشود .

 

آداب و سنتهای پرورش اسب در فرهنگ مردم ترکمن

در گذشته ترکمن ها در مراسم عروسی ، جشن ختنه سوران، جشن آيین شصت و سه سالگی (آق آش صادقا) سوارکاری به سبک سنتی برگزار می نمودند. این مراسم در حاشیه روستا مکانی که برای برگزاری سوارکاری برای سوار و اسب مناسب باشد برگزار می شود. سوارکاران پوشاک سنتی به تن می کنند و جوایز نفیسی به نفرات اول تا سوم از سوی صاحب مجلس تعلق می گیرد و اصطلاحاً به آن طوی چابقی Toy chabghi نیز اطلاق می شود.

 

 

 




اعلان ها :
در حال حاضر سایت در دسترس می باشد، در غیر این صورت اطلاع رسانی خواهد شد

ارتباط با مدیرکل و معاونین

در صورتی که نیاز به دریافت پاسخ دارید , حتما ایمیل خود را وارد نمائید تا در اولین فرصت به درخواست شما پاسخ داده شود , در غیر این صورت پیغام شما بدون پاسخ خواهد بود
*
مردمی کارکنان اداره
*