7
ساختار موسیقی کتول
اساس ساختار موسيقي مقامي كتولي بر پايه ي سه مقام آوازي به نامهاي \\\" هرايي \\\" ، \\\" راستِ مقام \\\" و \\\"كلّهكش\\\" استوار است.

منطقه ي كتول شرقي ترين مناطق تبريزبان و از اصليترين بلوك استرآباد قديم محسوب ميشود.
نزديكي و همجواري با تركمن صحرا و خراسان به غناي فرهنگي و هنري آن افزوده است . واژه ي كتول را بعضي از اهالي قلم ، واژهاي سنسكريت به معناي " نگهبان قلعه " و هم ريشه با كلمهي " كوتوال " گرفتهاند . و عدهاي هم اين واژه را تبري و به معناي " شيب " آوردهاند .

آواها
اساس ساختار موسيقي مقامي كتولي بر پايه ي سه مقام آوازي به نامهاي " هرايي " ، " راستِ مقام " و "كلّه كش" استوار است.
خنياگران كتولي از ديرباز اين سه مقام را بر اساس سليقه و ذوق فردي و با اتكا به سنت بداهه با توجه به چگونگي بلندي و يا كوتاهي جملات آن به هنگام اجرا مي نواخته اند.
اين مقام هاي سه گانه سرچشمه ي مقامات ديگري شدند كه به نام پديد آورندگانشان موسوم بودند . مثلاً " مقام عليمحمد صنم" ، " مقام يحيي گالش " و يا " مقام حسنخاني " كه وجه تمايز آنها در اجراي پرشتابتر و سريعتر آنان است. به اين صورت كه راست ِ مقامها پرشتابتر ، سريعتر و كوتاهترند و هراييها و كلّه كشها كشيده تر و سنگين تر و طول جملات آنان از راستِ مقام ها و بلندتر ميباشد. بنابراين هرايي مقدمه و پيش درآمد آهنگهاي كتولي و پس از آن راست مقامها و سپس كلّهكشها اوج موسيقي كتولي ميباشند.
بخش ديگري از موسيقي آوازي كتولي منظومههاست ، كه منظومههاي "عباس مسكين " و " عباس گالش " از معروفترين آنهاست . آخرين بخش از موسيقي آوازي كتولي ، " ريز مقامها " ميباشند كه خود از مقامهاي اصلي گرفته شدهاند . كه بسياري از آنها به فراموشي سپرده شدهاند . اين بخش از موسيقي كتولي را ميتوان به دو دسته تقسيم كرد :
دستهي اول ريزِ مقامهايي كه در ادامهي راستِ مقامها و كلّهكشها خوانده ميشود و به طور كلي حالت خلاصه شدهاي از مقامهاي منطقه هستند كه با شتاب و ريتم تندتري به اجرا در ميآيند و حالت اداي كلمات در آنها زير حلقي ميباشد.
دسته ي دوم شامل ترانه هايي است كه اختصاصاً به وسيله ي زنان اجرا ميشود . و جشنها به ويژه عروسيها در بر ميگيرد. مانند " لاله لاله " ، " هاي چينيام "و " حنا حنا " و نيز آهنگهايي مثل " سرگريه " كه به عزاداريها مربوط ميشود.

نواها

موسيقي سازي كتولي را ميتوان به سه دسته تقسيم كرد : نخست مجموعه قطعاتي كه در جشنهاي شاد ـ به ويژه عروسيها ـ اجرا ميشود . مثلاً در عروسيها بين جوانان ، مسابقههاي كشتيگيري و اسبدواني و عروس آوردن را با اين ساز همراه ميكردند.
دستهي دوم در پاسخ به مقامهاي آوازي نواخته ميشد ، كه كليه " هرايي" ها ، راست مقامها و كلهكشها را در بر ميگيرد. و با سازهايي مثل " دوتار "، " ني " و " كمانچه " اجرا شده است.
گروه سوم قطعات فاقد كلام ميباشد و اصلاً روايت پنهاني را در بر دارد. حال و هوايي مثل حماسه ، عشق و عرفان را بر ميانگيزد. آهنگهايي مانند " ورساقي " " زارنجي " ، " شترناز" ، " غريب " و " يارخديجه " نمونههاي برجستهاند .
مهاجرپذيري منطقه ي كتول ، راه را براي سازهاي گوناگون باز كرده است . ولي ني و دوتار و بعد از آنها كمانچه سازهاي اصلي محسوب ميشوند. ني كتولي از نظر ساختمان تلفيقي از " لله واي مازندراني " و " يدّ بَقُم تركمني " است . بلندي اين ساز نشانگر زندگي كتوليها در كوهستان و زندگي بر پايهي دامپروري و كشاورزي ميباشد كه ني ، كشمكش چوپانان با طبيعت را بازگو ميكند. ني كتولي مانند ني چوپانان مازندراني ، داراي چهار سوراخ در بالا و يك سوراخ در زير است و نوع لبيِ آن از بيرون تراشيده ميشود . و هنگام نواختن بين لب و دندان قرار ميگيرد. دوتار كتولي در دو نوع كاسه كوچك و بزرگ مثل دوتارهاي شمال خراسان است . اين ساز با يازده پرده به شيوهي نواختنِ تركمني نزديكتر است.
كمانچه ي كتولي نيز به كاسه ي كوچك و بزرگ تقسيم ميشود . كمانچه هاي كاسه كوچك شبيه كمانچه ي" نسايي تركمني " است . اين ساز با سه سيم نواختنش به اجراي مازندراني و تركمني ـ با حفظ هويت كتولي ـ نزديك ميباشد. ساز ديگر كتولي " شمشاد " ميباشد كه شباهت زيادي با " سيكاتك مازندراني " دارد . سازي زبانه دار ، داراي شش سوراخ در بالا و يك سوراخ در زير است . جنس اين ساز كه سوغات كوليان است از چوب درخت شمشاد و يا ني خيزران ميباشد.
سُرناي كتولي نيز سُرناي شمال خراسان الهام گرفته است ، اما كتولي ها مثل مازندرانيها فقط از صداي بم آن استفاده ميكنند . اين سرنا يك سوراخ در بالا و يك سوراخ در پايين دارد.
از سازهاي كوبهاي كتول از دُهُل كه برگرفته از دهلهاي جداره كوتاه خراساني است ، نميتوان غافل شد. و نيز از " دست دايره " كه ويژهي زنان است ، هم ميشود ، يادي كرد.

 

واژگان
 

1- سروانگ :
اسم مركبي از " سر " و " وانگ " كه به فارسي امروز " سربانگ " ميشود. كه در لغت يعني "آواز بلند ". در موسيقي كتولي اين اصطلاح به حالتي اطلاق ميگردد كه نوازندهي ني در صداي اوج با ريتمي خاص ، به خواننده در آهنگهاي راستِ مقام ، هشدار و آماده باش براي اجراي آواز ميدهد و نيز باعث تحريك و هيجان آواز خوان به ادامه كار ميشود . معادل اين واژه را به شكل " كلّهَ ونگ " شنيدهايم.
2- غريب :
در لغت به معني بيگانه و غريبه است . در موسيقي كتولي ، آهنگي است ، بي كلام كه با ريتمي متفاوت با دوتار ، در موسيقيهاي مناطق ديگر مثل ترك و تركمن هم نواخته ميشود . معروف است اين آهنگ ، روايت پنهاني از عاشقي غريب بوده است ، كه به ديار غربت پناه ميبرد ولي دوباره به سرزمين دلبر بر ميگردد و او را ميربايد و با اسب فرار ميكند و اين آهنگ يادآور چهار نعل نواختنش ميباشد.
3- ورساقي
ورساقي را كنار و پهلوي ساقي معنا كردهاند . اين آهنگ بي كلام را شايد بتوان مهمترين آهنگ كتولي دانست كه خود دوازده شاخه دارد و با ريتمهاي تكراري و گوناگون نواخته ميشود . اگر چه وزير فرهنگ و هنر سابق و بعضي از كُردها اين آهنگ را حماسي و رزمي فرض كردهاند و حتي آن را با آهنگ " جلو شاهي "خود مقايسه نمودهاند . ولي برداشتي كه از اين آهنگ بر مي خيزد ، به حال و هواي عرفاني با مفاهيمي چون فراق و كوچ با بُغضي پنهان و در گلو مانده همراه است . نوازندگان كتولي بر اين باورند اين آهنگ غير از چيرگي در تكنيك ، تزكيهي نفس و تجربهي روحي ميطلبد.
4- چكّه سِماع :
" چكّه " به معني " كف زدن "و يا صداي حاصل از كف زدن ميباشد و " سماع " در اينجا به معناي رقص و پايكوبي ميباشد. اين مراسمي در جشنهاي شاد و به ويژه عروسيها مثل آوردن داماد از گرمابه بوده است ولي اصل آن مربوط به زنان است. چكّه سماع ريشه در آيينهاي باستاني ايرانيها دارد .
5- ني بيت :
اين اسم مركب از " ني " و " بيت " تشكيل شده است. ني كه همان ساز معروف چوپانان است . ولي " بيت " در ادبيات فارسي به شعري گفته ميشود كه با آواز و ساز اجرا ميشده است . به قول مولانا در مصراع " رستم از اين بيت و غزل " يعني از اين شعر عاشقانه كه با موسيقي اجرا ميشود ، رهايي يافتم.
واژهي "بيت " در كتولي به شكل " بيد " (BID ) تلفظ ميشود و اين اجرا ني و دو بيتيهاي عاشقانه ، " ني بيد " گفته ميشود. اين اجرا كه اغلب دو نفره است ، با فرم خاصي از نشستن اتفاق ميافتد و از كشمكش انسان با زندگي و طبيعت و رازهاي درونياش روايت مينمايد . اين مراسم اصيل يكي از نمادهاي هويتي كتوليها ميباشد.
6- كلّه كش :
اين اسم مركب از "كله" به معني بلندي و بالايي و " كش " به معناي سينه ، پهناي قله كوه تشكيل شده است. فضاي مسطح در نوك قله را " كلّه كش " ميگويند . در موسيقي كتولي "كلّه كش " ، آوازي است در اوج و بسيار كشيده كه داراي حزني نفسگير و ژرف ميباشد . اشعاري سوزناك با اين آهنگ اجرا ميشود . دو بيتيهايي كه با اين آهنگ خوانده ميشود ، بخشي كتولياند و بعضي فهلوياتياند كه با گويش كتولي اجرا ميشوند.

گلستان گردی
لطفا بر روی نقشه بالا کلیک نمایید
جاذبه های گردشگری
نقشه گلستان
نقشه گلستان
سایر سایت های اداره
تابلوی اعلانات
کلیه حقوق این وب سایت محفوظ می باشد