نهمین جشنواره فرهنگ و اقوام ایران زمین در استان گلستان

b-inteligent-transitions-in-ux-design

  |     |   0دیدگاه

گزارش آزاد از سومین روز دهمین جشنواره بین المللی فرهنگ اقوام گرگان دیماه95

ترافیک زودهنگام در همان دقایق آغازین برنامه‌ها مهمترین موردی بود که در شروع روز سوم دهمین جشنواره بین المللی فرهنگ اقوام به چشم هر بیننده‌ای می‌آمد.

مشخص بود که میزان استقبال از این جشنواره آن‌قدر زیاد شده است که مردم می‌خواهند همه بخش‌ها را خاصه در یک روز تعطیل به تماشا بنشینند. ترافیک از چند صدمتر پیش از ورودی نمایشگاه آن هم در 3 لاین پر و پارکینگ نمایشگاه هم یک ساعت و نیم پس از آغاز تکمیل شد. به طوری که پلیس مجبور شد مانع از ورود مابقی ماشین‌ها شود.

امشب هم مانند شب‌های گذشته جشنواره فرهنگ اقوام در سه بخش برگزار می‌شود. سالن غرفه‌های صنایع دستی مانند شب‌های گذشته بسیار شلوغ است. سالن اجرای موسیقی محلی هم آن‌قدر رونق دارد که بسیاری به دلیل نبود فضا برای چینش صندلی ایستاده برنامه‌ها را به تماشا ایستادند. در محوطه بیرونی هم اقوام مختلف پیش چشم خیل زیادی از مردم برنامه‌های محلی خود را ارائه می‌دهند.

در سالن موسیقی چندین گروه برنامه دارند. طبق برنامه از پیش اعلام شده گروه‌هایی از خراسان شمالی، سیستان و بلوچستان، سمنان، مازندران، آذربایجان شرقی و... و همچنین یک گروه افغان قرار است امشب برنامه داشته باشند. مردم هم با اشتیاق منتظر هستند تا موسیقی و آواز محلی هر گروه که نشان از فرهنگ غنی و هویت تاریخی آن‌ها است شروع شود. 

در محوطه بیرونی هم غوغایی برپاست. این بخش از جشنواره باز هم مثل هر شب افراد زیادی را به خود جذب می‌کند. هر قوم و روستایی تلاش کرده تا نمونه‌ای از خانه‌ها یا سیاه‌چادرهای محل سکونت خود را در نمایشگاه بسازد. نمونه‌اش خانه کوچک و زیبای شاهکوهی‌ها است با آبشاری که در حیاطش ساخته‌اند. در همین فضاها هم گروه‌های موسیقی مردان یکی پس از دیگری آماده اجرای موسیقی و برنامه می‌شوند و در حیاط از هر گوشه نوایی بخصوص برمی خیزد.

گرچه هر بخشی به اجرای برنامه خود مشغول است اما 3 برنامه شاخص هم قرار است اجرا شود. گروه‌ه هالای از استان مرکزی، گروه جایلان از خراسان شمالی و آبیدر و کوردوان از کردستان که این آخری با استقبال بسیاری از سوی مردم مواجه شد.

در بخشی از محوطه صدای موسیقی سنتی ایل قشقایی مرا بخود جذب کرد، وقتی نزدیک شان رفتم بوی آش‌ مخصوصی به مشام می‌رسد. دو مرد نیز با ناقاره و سورنای خود به زیبایی در حال هنرنمایی هستند. دو مرد دیگر نیز در حال اجرای آیینی. این‌ها به علاوه دود ناشی از آتش زیر آش منظره بدیعی را به وجود آورده است و طبیعی است که مردم زیادی نخواهند آن را از دست بدهند.

کمی آنطرف‌تر چادر اهالی اردبیل برپاست. چادری که به علت عرضه آش دوغ معروف اردبیل به شکل عجیبی ازدحام دارد. جلو رفتم. نمی‌شد از این آش دوغ بی‌نصیب ماند. عشایر مشهد مقدس هم بخش دیگری از محوطه بیرونی را به خود اختصاص داده‌اند و محصولات محلی آن خطه را عرضه می‌کنند.

به سمت روبرو رفتم تا نگاهی به آلاچیق یا همان به قول خودشان آچاق قیج ترکمن‌ها بیندازم. غرفه‌ای که انواع نان، شیرینی سنتی ترکمن و صنایع دستی بافتنی را به فروش گذاشته است. غرفه دیگری نیز در کنارش از گمیشان به نمایشگاه آمده است و در حال پخت غذاهای اصیل ترکمن همچون چکدرمه است. یک بانوی ترکمن هم سؤالات مردم را پاسخ می‌دهد.

سیاه چادر عشایر کرمانج هم لبنیات تازه ایل خود را به نمایش گذاشته است و در کنارش در غرفه سیستانی‌ها، بانوان هنرمند این قوم اصیل تیکه دوزی، بافتنی، محصولات سفالی و سوزن‌دوزی‌هایشان را به مردم نشان می‌دهند. در کنارشان مردان سیستان برای اجرای برنامه آماده می‌شوند. مدیر گروهشان می‌گوید: همه ساله در جشنواره حضور دارند و اکنون قرار است برنامه حنابندان و عروسی را به شکل سنتی و آئینی اجرا کنند. این اتفاق دقایقی بعد رخ می دهد و توجهات را به خود جلب می‌کند.

غرفه‌های سمت دیگر محوطه هم شور و هیجان خاصی دارند، چای آتیشی و موسیقی زنده، انواع محصولات خانگی روستایی و اهالی خوش لهجه و خوشرو.

در غرفه روستاهای شهرستان کردکوی مردم به دور مردی که به روی تخت نشسته و موسیقی سنتی این خطه را به شکل زنده به همراه آواز اجرا می‌کند، حلقه زده‌اند و کم و بیش همراهی‌اش می‌کنند. جشنواره در این جمعه شب سرد، از هر زمان دیگری شلوغ‌تر است و حضور مردم امشب را حسابی گرم کرده است.

 

 

 

 

 

 

 

0 دیدگاه

هیچ دیدگاه برای این مطلب به ثبت نرسیده است

ارسال دیدگاه