بافت های تاریخی شهری و روستایی



 

بافت قدیم گمیشان
گميشان دومين شهري دراستان گلستان است كه بعد ازشهرگرگان داراي بافت با ارزش فرهنگي است. فرم شيرواني بنا،سكوسازي،بهره گيري وسيع ازچوب ازويژگيهاي برجسته معماري شهربه حساب مي آيد. سبك معماري شهر به صورت معماري روسي اجرا شده است. در دوره قاجار هزاران ساختمان و مغازه از آجر سد سکندر يا الوار و تخته نراد روسي به وسيله صاحبان حرف مختلف، تجار، آلات موتوري، صاحبان صيدگاه¬ها و غيره ساخته شده است که در حال حاضر بيشتر آنها بافت قديمي شهر را که وسعت زيادي هم دارد، تشکيل مي‌دهند. بعضي مستهلک و تعدادي مانند ساختمان آجري سه طبقه حاج روحي همراه چند ساختمان در جريان سيل اترک 50 سال پيش فرو ريخته‌اند.


خانه خوزینی
از خانه های قدیمی شهر گمیشان است که در خیابان قدس قرار دارد . قدمت آن حدود 130 سال می باشد . بنا در دو طبقه و با مصالح چوب اجرا شده است . این خانه دارای تراس چوبی می باشد که دور تا دور هر طبقه را فرا گرفته است که در فاصله های نزدیک ستون های چوبی به کار رفته است . هر طبقه دارای چهار اتاق جدا از هم می باشد . مسیر دسترسی اتاق ها بصورت راهروی عمود بر هم است که جهت شرقی ـ غربی و شمالی ـ جنوبی دارد.


خانه گوگلاني ها
خانه گوگلاني ها واقع در بافت تاريخي شهرستان گميشان با معماري خاص منطقه ، نمونه بارز از بناهاي ارزشمند استان گلستان و مربوط به معماري دوره پهلوي اول  است.اين بنا توسط آنه بردي حاجي گوگلاني براي پسر بزرگش تاج بردي خان صد سال پيش در دو طبقه ساخته شده که طبقه پايين آن داراي دو اتاق بوده که به عنوان انبار غلات و محل نمک سود کردن و نگهداري ماهي به شمار مي رفته و طبقه دوم داراي چهار اتاق است.ساختمان داراي دو ورودي است که يکي در ضلع شمالي و ديگري در ضلع جنوبي بنا قرار دارد و شالوده بنا سطحي و به شکل نواري اجرا شده و  پي بنا براساس روش هاي رايج درناحيه، منظم بوده و شفته ريزي شده است.طبقه همکف بنا آجري و طبقه اول آن از مصالح چوبي است. طبقه اول بنا با بازشوهاي متعدد مقابل هم، تابستان نشين و طبقه هم کف بنا به نوعي زمستان نشين بوده است.

 

خانه شیر محمدی
این خانه در بافت قدیم شهر گمیشان و یکی از رفیع ترین بناهای تاریخی شهر به شمار می رود . قدمت آن به اواخر دوره قاجاریه می رسد . این بنا در سه طبقه با مصالح آجر، گچ و چوب و با سقف شیروانی حلبی اجرا شده است . هر طبقه دارای چهار اتاق با کف پوش ها و پنجره های چوبی بوده و فضای داخلی اتاق ها دارای راهروی مرکزی و راه پله چوبی بوده که عنصر ارتباط دهنده اتاق ها و طبقات با یکدیگر به شمار می رود.

 


 

بافت زیارت


روستای زیارت در ارتفاع 1000 متری از سطح دریا و در 15 کیلومتری جنوب شرق گرگان و در مسیر پارک جنگلی ناهارخوران واقع شده است. این روستا در میان دو دامنه کوهستانی و جنگلی قرار گرفته است و دارای آب و هوای معتدل بوده به طوری که در فصل تابستان هوای آن خنک و در زمستان هوای آن سرد می باشد. این روستا از شمال به ناهارخوران و ارتفاعات بندسر و حمام شهر، از شرق به ارتفاعات خال دره، از غرب به ارتفاعات ادیم و مازوکش و کمرسر و از جنوب به آبشار و ارتفاعات پوشیده از جنگل محدود است. این روستا از معماری و بافت ویژه نقاط کوهستانی که منحصر به فرد می باشد برخوردار است. یکی از جالب ترین نقاط قابل توجه در بافت روستا (که در روستاهای دیگر مشاهده نمی شود) مشترک بودن حیاط منزل با معابر است به این معنا که فضای باز خصوصی با معابر روستا یکی می باشد. در داخل این معابر تنور،شیرآّب، حوضچه شستشو و سرویس بهداشتی و انبار مشاهده می شوند. نوع استفاده از مصالح و تکنولوژی ساخت مورد استفاده، ابنیه روستا را تا کنون از انواع حوادث غیرمترقبه طبیعی مصون نگه داشته است. بناهای روستاها قاعدتا در دو اشکوب احداث گردیده که اشکوب اول به محل نگه داری دام طیور، انبارعلوفه و در برخی کارگاه تولید صنایع دستی اختصاص یافته و اشکوب دوم به محل سکونت ساکنین خانه تعلق دارد. روستای زیارت به جهات برخورداری از آب و هوای مطلوب، چشم اندازهای زیبای طبیعی و سبک معماری ویژه سنتی آن یکی از مهمترین نقاط گردشگری استان گلستان به شمار می آید. این روستا جدا از جاذبه های طبیعی منحصر به فرد یکی از محوطه های مهم تاریخی محسوب می شود.در ضلع شرقی روستا محوطه ای به نام پشت لام قرار دارد. در دهه 1360مجموعه ای از اشیا فلزی در یک گور در محوطه مذکور به دست آمد که این مجموعه در موزه گرگان در معرض نمایش عموم قرار گرفته است.

 


 

بافت ییلاقی روستای شاهکوه پایین


روستای شاهکوه پایین در جنوب شرقی شهر گرگان یکی از مناطق ییلاقی و خوش آب و هوای استان به شمار می رود. این روستا در ارتفاع 2260 متری واقع شده دارای بافت معماری خاص و زیبایی می باشد.ساخت واحد های معماری در آن بر اساس شیب منطقه شکل گرفته است تا حداکثر بهره گیری را از محیط طبیعی خود دریافت نماید. اکثر خانه ها در دو طبقه ساخته شده است و مصالح عمده آن از خشت خام، چینه گل،کاهگل و چوب اورس و سنگ می باشد. خانه هایی که در طبقات پایین قرار گرفته اند عمدتا زمستان نشین و خانه هایی که در طبقات بالاا واقع شده اند به دلیل حداکثر استفاده از محیط طبیعی و کوران هوا در فصل تابستان مورد استفاده قرار می گیرد. در این خانه ها اتاق ها در کنار هم قرار گرفته اند و در جلوی اتاق های طبقات فوقانی تراس های چوبی تعبیه شده است که علاوه بر ارتباط دهی بین اتاق ها، مکانی برای چشم اندازهای طبیعی بسیار زیبای منطقه محسوب می شود.پوشش خارجی بناها تخت و با کاهگل می باشد.

 


 

بافت قدیم استرآباد


مدخل:
استارآباد یکی از محدود شهرهایی است که یادگاران گذشته در غالب معماری، اشیای تاریخی و محوطه های فرهنگی در آن برجای مانده است.در این مقال نگارندگان به معرفی اجمالی بافت تاریخی این شهر مب پردازند.


موقعیت جغرافیایی:
شهر استارآباد یا گرگان امروزی مرکز استان گلستان از جنوب به دامنه عای سرسبزسلسله جبال البرز شرقی و استان سمنان و از شمال به شهرستان آق قلا و ترکمن صحرا و از غرب به شهرستان علی آباد کتول محدود می شود. این شهر از لحاظ شرایط اقلیمی و زیست محیطی تحت تاثیر جریانات خزری و دارای اب و هوای معتدل مرطوب و خشک و بر روی کمربند شمالی زلزله ایران قرار دارد که این عوامل در سبک معماری منطقه و بکارگیری مصالح بوم آورد همانند سایر شهرهای واقع در کناره های جنوبی دریای مازندران، به همراه آداب و رسوم و اعتقادات مذهبی مردم کشاورزی و دامداری و دکان داری و بازارفروش محصولات کشاورزی، دامپروری، صنعتی بوده و همچنین مرکز ثقل فعالیت های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی استان محسوب می شود.(خرابه های شهر گرگان قدیم در 3 کیلومتری ضلع غربی شهر گنبد کاووس فعلی واقع شده که به جرجان نیز معروف است که بر اثر حمله مغول و زلزله ویرانگر در سده 6 هجری قمری رو به ویرانی نهاد و عمده ساکنین شهر به استارآباد مهاجرت نمودند و در آبادانی و رونق آن کوشیدند تا اینکه در دوره پهلوی اول استارآباد به گرگان تغییر نام داد).


پیشینه تاریخی:
ایالت گرگان قدیم و استان گلستان فعلی که در ساحل جنوب شرقی دریای مازندران واقع شده یکی از مراکز مهم تمدنی سرزمین ایران است که آثار فراوان از هزاره های قبل میلاد و استقرارهای اولیه غار نشینی تا روستا نشینی و شهر نشینی را از دوران پارینه سنگی تا نوسنگی و عصر مفرغ و عصر آهن را در خود جای داده که در نوع خود کم نظیر و بی نظیر است.
ایالت گرگان در دوران تاریخی و در زمان هخامنشی نیز یکی از ایالات دولت مقتدر هخامنشی بوده و با استناد به کتیبه های این دوره جزو ایالت یا ساتراپی پارثوا (parthava) بوده و ورکانه نامیده می شد. آرین(arrian) مورخ یونانی زمان اسکندر می نویسد، وقتی اسکندر به سوی باختر حرکت می کرد قصد«زدر کرته» یا محل شهر امروزی گرگان نموده است.
بعد از مرگ اسکندر هیرکانیا همچنان به صورت یک ایالت مستقل باقی ماند و فرماندار آن (tlepolemus) بود لیکن قیام ها و شورش ها علیه سلوکی ها ادامه یافت و در سال 235 قبل از میلاد از زیر سلطه آنها خارج شد و طبق پیمان صلحی که بین سلوکوس دوم و شاه پارتی بسته شد، سلوکوس او را حاکم ایالت پارت و هیرکانی منصوب کرد. بعد از مرگ ارشک، اردوران اول به حکومت رسید و در قیامی علیه سلوکی ها از آنتیخوس سوم شکست خورد و پیمان صلحی بین آنها بسته شد. برخلاف دوران هخامنشی هیرکانیه از صورت یک فرماندار مستقل خارج و ضمیمه ساتراپی پارت گشت.
"سیاقی نظام در فتوحات همایون" از ساختمان شهر استرآباد در زمان خسرو انوشیروان ساسانی یاد می کند، بدین صورت که بعد که بعد از اتمام دیوار خسرو(یوار گرگان) با هزینه روزانه هفت خروار زر ناب که توسط یکی از بزرگان سرزمین پارس به نام اصطخریون به عنوان قرض به خسرو انوشیروان پرداخت شده بود، در قبال این لطف اصطخریون که به گرگان نزد شاه ایران آمده بود و در طی مسیر گذرش بر آن زمین که حالا استرآباد نامیده می شود، افتاده و محل قابل عمارت سد تمام شده و همچنان مبلغی باقی است و چنین محلی که قابل عمارت است یافته ام، اگر اشارت فرمایید شهری بنا کنم. نوشیروان قبول فرمود او را به معموری استارآباد مامور ساخت و اصطخریون به عمارت مشغول شده بعد از اتمام آن به اصطخرآباد موسوم ساخت و به مرور به استارآباد مشهور گشت. با اصیل و صحیح دانستن این روایت شهر یا شهرک استارآباد به همین نام در دوران ساسانی وجود داشته و جزو شهرهای ایالت گرگان در دوره ساسانی بوده است.
در دوران اسلامی،"مقدسی" می نویسد، استارآباد شهری است که بیشتر مردمان آن ابریشم باف و در این کار ماهرند. دژ آن ویران و خندقش پر شده و جامع آن در بازار است. هوایش معتدل و محصولاتش را غلات و انگور و ابریشم می داند. در هر حال استارآباد بعد از حمله مغول جای گرگان را گرفته و مهمترین شهر منطقه گشت. آثاری از قرون 9 و 10 هجری قمری در این شهر وجود دارند و در این دوران شهر صحنه برخورد آخرین سلاطین ایلخانی، تیموری و حکام ترک محلی است و در همین دوران است که اولین گام های قدرت گیری خانواده قاجار برداشته می شود. آثار ساختمانی بسیاری از دوران صفوی، نادرشاه و حکومت قاجار که استارآباد به عنوان پایتخت خانوادگی آنها بود در این شهر ساخته شد که بعضا نیز باقی هستند. آقامحمدخان در این شهر به دنیا آمد. مساجد و مقادیر بسیار در آن وجود دارد و سادات زیادی در آن زندگی می کردند و به نام دارالمومنین معروف بوده که در روی سکه های بعد از صفوی ضرب این شهر مشاهده می شود. شهر دارای حصاری محکم بوده و جنگل تا پشت دیوارهای شهر می آمده است.خانه ها بهم فشرده و کوچه ها به هم ارتباط دارند.مصالح خانه خشت و آجر و چوب و سقف آن سفال پوش است. خانه ها بسیار مستحکم و درختان بسیاری درمنازل وجود دارند.  محیط شهر5/3 میل بوده و حصاری از گل دارد که دارای برج های زیادی است و خندقی عمیق آن را محصور نموده لیکن بارو فروریخته است. جالب است که باروی کهنه شهر، قلعه خندان را تیز دربر می گرفته است.اغلب خانه ها دارای بادگیری برج مانند است، کوچه ها سنگ فرش و فاضلاب در میان کوچه ها جاری است. دیوار باروی شهر را نادر شاه خراب کرد و آقامحمدخان بعداً آن را بازسازی نمود. از آثار ساختمانی بر فراز قلعه خندان نیز چیزی باقی نمانده است. در دوران میرزا تقی خان امیرکبیر، شهر تعمیر شد دور قلعه اش سه ربع فرسخ می شده و سی و چهار برج و چهار دروازه داشته که تردد می کردند و باز بود. بزرگی قلعه استارآباد از شهر ساری زیادتر است و سبزی کاری و بستان همه در میان شهر است و یک هزار و سیصد و پنجاه خانوارند. شهر استارآباد به سه محله تقسیم شده است. محله نعلبندان، محله میدان، محله سبزه مشهد و هر محله مرکب از چند گذر است.


الگوی معماری:
جایگاه معیشت و حیات مردمی که در یک منطقه با یکدیگر زندگی می کنند تشکیل یک بافت را می دهد. یک بافت شامل خانه های مسکونی مردم، مراکز اقتصادی، مذهبی، نظامی و خدماتی و غیره است. هر بافت بنا یه سنت ها دانش گذشتگان و نوع فعالیت مردم آن و منطقه ای که از نظر جغرافیایی در آن قرار گرفته، معماری و شکل و فرم خاص خود را دارد. معماری هر بافتی بنا به مقتضیات اقلیمی که در آن قرار گرفته فرم خاصی دارد. اما هر بافتی با هر معماری از عناصر مشترکی تشکیل شده اند که بدون آن عناصر نمی توان نام بافت را به منطقه اطلاق نمود. مثلاً خانه های مسکونی مهمترین عامل تشکیل دهنده بافت هستند.

 

برای ایجاد یک بافت در منطقه شرایطی لازم است:
1.    داشتن زمین های حاصلخیز برای کشت و داشتن مرتع برای دام
2.    دسترس به آب
3.    امنیت داشتن منطقه در برابر دشمنان
4.    دسترسی به راه های آبی و خاکی
5.    سیل گیر و زلزله خیز نبودن منطقه
6.    قابل رشد بودن منطقه در یکی از جهات اصلی
7.    برخورداری از ذخایر معادن طبیعی


استارآباد با برخورداری از شرایط فوق در مساحتی در حدود 130 هکتار به صورت پوشه و درون گرا شکل گرفته و گسترش یافته است. شهر دارای بارویی به طول 6 کیلو متر و خندقی در اطراف آن متشکل از پنج دروازه بوده است که این دروازه(محل تقاطع راه های مختلف بوده اند) می توانند علل و شیوه رشد شهر را نشان دهند، پنج دروازه شهر عبارت بودند از: دروازه شرقی بسطام و خراسان، دروازه فوجرد یا سبزه مشهد که به طرف گرگان قدیم می رفته است، دروازه جنوبی به نام چهل دختران که به طرف کوهستان می رفته و دروازه مازندران و دروازه دنکوبان از دروازه پنجم رفت و آمدی صورت نمی گرفته است.


 بافت قدیم شهر را مجموعه ای از محلات مسکونی و مراکز محلات تشکیلات می دهد. سیر تحول آنچه که در حال حاضر بافت نامیده میشود، حاکی از تجمع اولیه سه محله اصلی سبزه مشهد، میدان نعلبندان می باشد که بتدریج و تا به امروز در جهات مختلف به خصوص جهات شرق و جنوب شرق گسترش یافته اند. در هر سمت شهر یک محله قرار داشت و هر محل نیز مرکزیت خاص خود را دارا بود اما مرکز اصلی در محله شرقی کنار کنار دروازه خراسان بوده است. ناگفته نماند که هر سه محله با راه اصلی به هم متصل می شوند. وجود بازار اصلی در محله شرقی بر مرکزیت آن محل می افزوده است.(در گذر دوشنبه ای واقع در محله غربی و گذر چهارشنبه ای واقع در محله شمالی احتمالاً بازارهای هفتگی وجود داشته است.)


شکل گیریو تجمع فضاهای مسکونی تحت عنوان یک محله با نام مشخص بیانگر علل و عواملی می باشد. بعضی از این محلات به علت توپوگرافی اراضی بافت قدیم و شیب عمومی زمین به سمت شمال و شبکه های اصلی آبیاری بر روی محور شمالی- جنوبی و شبکه های فرعی تر بر روی محور شرقی- غربی قرار گرفته اند و به پیروی از این مسیرهای آبیاری، معابر بافت قدیم نیز بر روی این مسیر ها توسعه یافته اند. شرایطی اقلیمی و نیاز به استفاده از جهت وزش بادهای مفید دلیل عمده نحوه شکل گیری و استقرار ساختمان های مسکونی نسبت به معابر در بافت قدیم بوده است. بخش های اصلی ساختمان عموماً به صورت احجام مکعب مستطیل بر روی محور شرقی، غربی استقرار یافته اند. شکل خطی ساختمان های در بعضی واحدهای مسکونی با ترکیب احجام خدماتی جنبی مانند مهتابی، انباری و آشپزخانه و در بعضی موارد مجلل با قسمت های زیستی دیگر تشکیل حیاط محصوری را می داده اند. ترکیب احجام خطی با قطعات دیگر ترکیبی از فضاهای پر و خالی در بافت ایجاد می کند که جوابگوی مسائل اقلیمی در بافت می باشد.


در رابطه با اقلیم و استفاده بهینه از کوران بتد بدنه ساختمان ها حداقل به طور عام از دو جهت، شمال و جنوب به فضای آزاد متصل می باشد و در مواردی از سه یا چهار طرف بدنه بنا را آزاد می گذارند به همین دلیل تعداد بازشوها در جداره های بنا زیاد می شود و نمای خارجی به همان اهمیت نمای داخلی مطرح می شود. استقلال نسبی بخش های مختلف ساختمان در قالب احجامی متناسب با کاربردشان از ویژگی های بارز ساختمان های مسکونی در بافت قدیم می باشد. مانند محله نعلبندان و یا دباغان، بخش دیگری از محلات به خاطر همجواری با عناصر و فضاهای خاص نام آن را به خود گرفته اند مانند محله میدان یا سرچشمه.


محله اصلی سبزه مشهد که در شمال و کنار دروازه گرگان قدیم قرار داشت شامل محلات فرعی تر، سرچشمه، پیر چشمه، چهارشنبه ای و دباغان میباشد. این محله به دلیل وجود مظهر قنات در محدوده آن، تامین کننده آب ساکنین شهر بوده است. عناصر مشخصی که در مرکز و محدوده این محله قرار دارد شامل: امامزاده نور، مصلی و چند تکیه می باشد.


محله اصلی میدان که در غرب و کنار دروازه مازندران قرار داشته شامل محلات فرعی تر: دربنو، میرکریم، دوشنبه ای و دوجنار می باشد(محله دوچنار در حال حاضر وجود ندارد) در محله میدان یکی دیگر از بازارهای اصلی شهر وجود داشته است که با احداث خیابان های جدید بخشی از آن از بین رفته است و بخش دیگر آن به صورت بازارچه ای فعال به کار خود ادامه می دهد.


محله اصله نعلبندان که در شرق شهر و کنار دروازه خراسان قرار داشت شامل محلات فرعی تر: میخچه گران، پاسرو، باغشاه و شیرکش می باشد. قدمت دو محله باغشاه و شیرکش به اواخر دوره می رسد. بازار اصلی و مسجد جامع شهر در این محله قرار داشته و دارند.
هر کدام از محلات نامبرده بالا علاوه بر بازار و بارازچه دارای مسجد یا تکیه، حمام، مدرسه و آب انبار اختصاصی نیز بوده اند که کم و بیش تا امروز شکل گیری شهر باشد که بعد از دو محله شمال و شمال شرقی در کنار آن بوجود آمده اند، که باعث شده شهر به طرف محله شمال و شمال شرقی رشد کند ولی از طرف غرب به خاطر خندق و بارو و از طرف جنوب به علت وجود کوه ها و جنگل ها رشد کمتری داشته است. این رشد باعث ایجاد محلات فرعی تر شیرکش، پاسرو و میخچه گران در شرق و جنوب شرقی و محلات چهارشنبه ای، سرپیر، دباغان در شمال شرقی و بلیش محله در شرق شد و ادغام کلیه محلات با هم بافت قدیم را تشکیل داد.


رشد اولیه شهر در محدوده برج و باروی آن بوده است اما از سال1290 هجری – قمری به بعد رشد شهر بیشتر معطوف به جنوب و شرق شد و از سال1317ه.ش به بعد نیز رشد شهر مجدداً در همان قسمت شرق و جنوب شرقی انجام شد. اما در دهه1340 و 1350 ه.ش روند رشد شهر تغییر نموده و شهر به صورت پراکنده و در تمام جهات گسترش یافت که بیشتر در امتداد خیابان های اصلی بود. در دهه اخیر نیز شهر این الگوی رشد پراکنده در همه جهات را دنبال کرده که بیشتر در جهات شمال شرق و جنوب بوده است.


ویژگی های معماری:   
بناهای مسکونی بافت براساس وضعیت اقتصادی خانوار، به دو طبقه تقسیم می گردد:
1.    طبقات اشراف و اعیان نشین و بخشی از طبقه متوسط
2.    طبقات متوسط و فقیر


ساختمان بنا را رو به آفتاب به صورت ارتفاعی بر بالای طبقه همکف یا در محوطه حیاط می ساختند و اتاق ها را رو به شرق قرار می دادند و معمولاً طرف قبله را نسز می ساختند. سقف بناها و ارتفاع دیوار هر طبقه بلند بوده و به همین علت در اتاق ها طاقچه(رف) قرار داشته است که نوعی کمد برای ساکنین منازل ایجاد می کرده است. حیاط بناها توسط دیوارهای قطور و بلند و طولانی محصور می شد که غالیاً بناها دو طبقه و داخل حیاط بزرگ و مملو از درختان به ویژه مرکبات قرار داشت. طبقه دوم این بناها از بیرون مشرف بر کوچه و دارای بالکن چوبی بود که ساخت آن بیشتر به دلیل میائل امنیتی خانوار بوده بناها عمدتاً آجری و دارای اتاق های بزرگ و متعدد ومجزا از یکدیگر بودند. این اتاق ها توسط ایوان های چوبی که غالباً با نرده های چوبی طراحی شده و ستون های بزرگ منقش و مزین شده به هم مرتبط می گردید. بسیاری از اتاق ها به ویژه پذیرایی، دارای گچ بری و رف ها و طاقچه های بسیار زیبا بوده بام ها شیبدار و سفالی بر روی خرپاهای چوبی بسیار قوی استوار می گردید که غالباً از چهار طرف ساختمان بین 1 تا 5/1 متر جلو می آمد تا از دمش باران بر پنجره ها و دیوار جلوگیری نماید که بیشتر آنها در نمای بیرونیساختمانها به فراخور صاحبان ملک به شیوه های بسیار زیبا ابزار خورده و با خطوط تزئینی به خط نسخ و نستعلیق و ثلث با آیاتی از قرآن و اشعار و ادعیه فارسی و عربی به همراه نقوش اسلیمی و گل بوته و اشکال هندسی با رنگهای متنوع و زیبا به منظور رفع بلایا و چشم زخم و ایجاد فضایی امن و متبرک و به رسم یادگار گاهی به همراه تاریخ ساخت بنا و نام معمار و استادکاران تزئین شده اند که جالب توجه می باشند. معمولاً دستشویی در یک گوشه حیاط و حوض بزرگ در وسط حیاط و سردابه ها در زیر بنا قرار می گرفت سردابه ها زیرزمین هایی بود که از کف حیاط حدود 20 پله به پایین می رفت و به محیطی 5/1*1 متر ختم می گردید که از آن به خاطر برودت برای سالم نگه داشتن غذا و آذوقه استفاده می گردید. در داخل حیاط ها آبراه(فاضلاب) قرار داشت که به خانه چندین همسایه مجاور متصل و مشترکاً فاضلاب همه را به داخل کوچه یا مکانی مشخص هدایت نمود. حیاط ها غالباً به فرم زیبایی آجرفرش می شد پنجره ها چوبی و مشبک و ندرتاً توام با منبت کاری های زیبا بود تعدادی از آنها آجرفرش می شد. پنجره ها چوبی و مشبک و ندرتاً توام با منبت کاری های زیبا بود. تعدادی از آنها کشوئی باز و بسته می شد.


نمای بیرونی بناهای اشرافی دارای بازشوهای مستطیل شکل با قوس های جناقی نیم دایره بود که در دوره قاجار مورد توجه طبقات متوسط قرار گرفت. درب ورودی به حیاط نیز چوبی و بسیار ضخیم و نمای خارجی آنها با گل و بوته های فلزی تزئین می گردید این درب از پشت توسط چوبی که حرکت افقی داشت کلون می شد. سپس توسط چوب کوچک دیگر به نام خیزه که به طور عمودی داخل کلون قرار می گرفت قفل می گردید. سردرها از بیرون با آجر و گچ تزئین گشته و گاهی جناغ نیم دایره های بالای آن توسط آیات یا طرح های اسلیمی مزین می شد. قشر متوسط و پائین شهر غالباً دارای حیاط هایی کوچک بودند که از قلوه سنگ های رودخانه ای فرش می شد. تزئینات بسیار کم و بناها غالباً از خشت خام با رویه کاهگلی پوشیده می شد. هر بنا دارای 2یا3 اتاق بود که به وسیله تراس که یک متر از کف حیاط بالا آمد، بهم مرتبط می شد. حیاط دارای مطبخ(آشپزخانه) انباری کوچک(اندرخانه) آب انبار وسط حیاط، سردابه و آبراه، بود. در و پنجره ها چوبی و ساده، بام ها سفال پوش و بر روی تیرهای چوبی استوار می گردید. داخل اتاق ها بد.ن تزئین فقط چند طاقچه ورف خودنمایی می کردند.


شبکه آبرسانی:  
آب شرب اهالی استارآباد از آّب سرخواجه، سرچشمه و رودخانه زیارت تامین می شده است. آّب سرخواجه در ضلع شمالی فلکه امام رضا فعلی واقع بود و آب سرچشمه در خود محله سرچشمه قرار داشت. آب رودخانه زیارت از چند قرن پیش یکی از منابع تامین کننده آب اهالی استارآباد بود، در طول مسیرآسیاب ها و آبدنگ های آبی نیزاز نیروی آن به حرکت در می آمدند.
برای حمل آب سرخواجه و سرچشمخ جهت منازل، از بشکه های استوانه ای بزرگ که پشت ارابه های دوچرخ تک اسب نصب شده بود استفاده می کردند و بصورت سطلی به فروش می رسید. غیر از ارابه های آب کش، تعدادی خرکچی نیز به وسیله الاغ با ظرف های کوچک آب منازل مسکونی را در قبال وجه تامین می کردند. از آبهای روان موجود در جوی های شهر نیز برای شستشوی استقاده می شده است.


شبکه ارتباطی:
نظام شبکه ارتباطی شهر استارآباد در قالب یک نظام سلسله مراتبی ساکنان شهر را به تدریج از اماکن عناصر اصلی و عمومی تر(مانند دروازه، بازار، مسجد جامع و...) به اماکن و عناصر فرعی تر و خصوصی تر مانند(محلات مسکونی، مراکز محلات، واحدهای مسکونی و...) و بالعکس هدایت نموده است این معابر را می توان به معابر اصلی، فرعی و بن بست تفکیک نمود.


1.    معابر اصلی:
این معابر استخوان بندی اصلی بافت را تشکیل می دهند و می توان آن را معابر بدون محله ای نامید. این معابر عموماً بر روی مسیر و امتدادهای اصلی و قدیمی شبکه آبیاری و آبرساتی مزارع و باغات استقرار یافته و بازارهای اصلی شهر مانند نعلبندان و بازار کهنه در جوار بخشی از معابر فوق استقرار و توسعه یافته اند و معمولاً از معابر فرعی عریض تر و دارای عرض 5-4 متر و ندرتاً 7 متر می باشد.


2.    معابر فرعی:
این معابر در قالب معابر اصلی درون محله ای و به عنوان رابط اصلی بافت و فرعی ترین انشعابات که عموماً بن بست می باشد. این دسته معابر بر روی مسیرهای فرعی تر آب در جهت شرقی-غربی با حداقل شیب استقرار یافته اند که به لحاظ شرایط اقلیمی و نیاز به استفاده از کوران هوا و تابش آفتاب بدنه و جداره این قبیل معابر توسط واحدهای مسکونی احاطه شده است. بعضی از مراکز محلات کوچکتر در محل تقاطع این معابر شکل گرفته اند و مسیر و امتداد این معابر نسبت به معابر اصلی دارای پیچ و خم بیشتر و عرض کمتر در حدود 5-3 متر می باشد.


3.    معابر بن بست:
جهت تامین دسترسی های خصوصی تر به واحدهای مسکونیی تعبیه شده و اصولاً در داشته و تحت اختیار چند خانوار قرار داشته و در بعضی موارد روی آنها به وسیله ساختمان های مسکونی پوشیده شده این کوچه ها را می توان کوچه های همسایگی نامید. عرض متوسط این معابر بین3-1 متر و طول بن بست معمولاً کمتر از 60 متر بوده به جزء چند مورد که طول آنها به 150 متر می رسد.
بعد از تغییرات جدی بافت قدیم استارآباد در دوره های مختلف تاریخی، بافت قدیم همچنان به عنوان مرکز ثقل داد و ستدهای روزانه و جوش و خروش مردم در پی گذشت قرون و اعصار بوده و شاید بتوان گفت تنها بافت زنده در بین شهرهای ایران است که هنوز مردم در آن زندگی می کنند و به حیات خود ادامه می دهند. خوشبختانه با ثبت این اثر ارزشمند با شماره 41 در سال 1310 در فهرست آثار ملی کشور و تهیه نقشه تعیین عرصه و حریم تاریخی آن و رعایت ضوایط ساخت و ساز در این محدوده، علیرغم تهدیدهای جدی، گام اساسی برای حفظ و احیای بافت قدیم برداشته شده و با تشکیل پایگاه میراث فرهنگی بافت قدیم گرگان(استارآباد) امیدواریم شاهد پویای آن در گستره تاریخی معماری و شهر سازی گرگان و ایران عزیز باشیم.
 

 


 

بافت قدیم گرگان
بافت تاريخي شهرگرگان بخشي از بافت هاي تاريخي منطقه محسوب مي شود که بيش از 162 هکتار وسعت دارد. آن چه اكنون آن را بافت تاريخي گرگان مي ناميم بازمانده مجموعه اي از يك شهر(استرآباد) و عناصر آن و فضاهاي شهري هم چون مساجد؛ آب انبارها؛ قنات ها؛ معابر و واحدهاي مسكوني يك يا چند طبقه و... مي باشد. استرآباد دروازه ها و كاروانسراهاي متعددي داشته كه دروازه هاي چهل دختر- بسطام- ميدان- فوجرد و سبزه مشهد از مهمترين آن ها بوده است. اين بافت در سال 1310 به شماره 41 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيد. بافت مذكور داراي دو بخش اداري و مسكوني تشكيل مي شده كه هم اكنون بقاياي آن موجود است. منازل موجود در بخش مسكوني عمدتاً متعلق به اواخر دوره قاجار و اوايل دوران پهلوي نظير خانه شيرنگي؛ تقوي؛باقري؛ مفيديان و... مي باشد.

 

مدرسه عمادیه
مدرسه عمادیه از جمله بناهای تاریخی است که وقف‌نامه‌های موجود قدمت آن را به صفویه ( شاه طهماسب – شاه سلیمان) می رساند. این بنا با فرم چلیپا و حیاط مرکزی ساخته شده است و در هر سو یک ایوان در میانه اضلاع خود دارد این مدرسه در دو طبقه احداث گردیده است. مدرسه عمادیه تا حدود 20 سال پیش به فعالیت خود ادامه می داد و با رونق گرفتن مدرسه علمیه امام خمینی از رونق افتاد و استادها و طلاب به آن مدرسه انتقال یافتند. مصالح عمده بنا چوب و آجرهای 20*20 می باشد.


مسجد جامع گرگان
 مسجد جامع گرگان فعلي (استرآباد قديم) در بازار سنتي و قديمي نعلبندان در زميني به مساحت 1600 مترمربع ساخته شده است. بناي اصلي اين مسجد متعلق به دوره سلجوقي است و از آثار آن دوره در حال حاضر تنها مناره مسجد باقي مانده كه داراي كتيبه‌اي به خط كوفي است.در داخل مسجد بر ديوارهاي ايوان غربي سنگ ‌نبشته‌هاي زيادي نصب شده است كه بسياري از آنها فرمان‌هاي حكام و پادشاهان زمان در ارتباط با شهر استرآباد است. اين مسجد دو بار در زمان شاه عباس اول و دوم صفوي مرمت شده است. اين مسجد داراي يك حياط مركزي به فرم چهار ايواني و چهار شبستان است كه از تزيينات معماري خاص آن دوره نيز بهره برده اند.


کاخ آغا محمد خان
اين بنا توسط محمد خان قاجار ساخته شده و در شهرستان گرگان قرار دارد ويژگي معماري اسلوب ساخت نشانگر آن است که اين بنا در تاريخ 12 هجري قمري ساخته شده است. اين کاخ در نزديکي دروازه بسطام سابق حدود فلکه کاخ و پارک شهر فعلي ساختمان شهرداري گرگان قرار دارد و فعالا در اختيار سپاه پاسداران است .اين کاخ داراي عمارت هاي دارالعماره و دارالحکومه – کلاه فرهنگي عباس خاني و سلسيان خاني مي باشد .


کاخ سلطنتی (کاخ موزه)
 كاخ شهر گرگان پس از مرمت به كاخ موزه گرگان تبديل شد. اين بنا كه در دو طبقه به سبك اروپايي در سال 1317ه.ش به دستور رضاخان در كنار مجموعه اي از ساختمان هاي اداري ساخته شده است. كاخ شهر گرگان با قدمتي بيش از70 سال در سال ۱۳۴۳ه.ش. به عنوان بيست و چهارمين موزه كشور و نخستين موزه شمال كشور مطرح بوده كه در سال 1336ه.ش. به ثبت آثار ملی رسیددر حال حاضر، در طبقه همكف اين كاخ فقط تعدادی شی كشف شده از شهر تاریخی جرجان به نمایش گذاشته شده و در عین حال بخش مشاهیر شامل تندیس چند از اندیشمندان و نام آوران جرجان و استرآباد در این طبقه قرار دارد و به بخش مشاهیر مشهور است. در طبقه بالا با اشياي مربوط به دوره پهلوي دوم تجهيز شده است. اين كاخ در پارك شهر گرگان واقع شده است.


خانه امير لطفي گرگان
خانه امير لطفي در محله چهارشنبه‌اي واقع شده است و بنايي است دو طبقه و روبه جنوب با يک هزار متر مساحت كه شامل دوبخش 1- هسته اصلي بنا و 2- بخش هاي خدماتي است. عمده ارزش بنا به هسته ساختمان اصلي بستگي دارد و در مرکز خود هر طبقه يک اطاق سه دربي و دو راه پله در مجاورت آن و سپس يک اطاق ديگر در هر سو دارد. بدين صورت بنايي است که 3 اتاق و دو راه پله نماي اصلي آن را تشکيل مي دهد. در خانه امير لطفي از فضاي مورد استفاده در کرسي چيني نيز به نحو مطلوب استفاده شده است و با ساخت حوض‌خانه؛ در مسير آب شهري که از جنوب وارد ساختمان مي شود، فضايي براي ايام گرم تابستان فراهم آورده شده است. درب هاي چوبي دو لنگه که در طبقه اول داراي کتيبه و در طبقه دوم داراي هلال مي باشند نماي اصلي بنا را جلوه اي خاص بخشيده اند.فرم موزون رعايت تقارن، ارتفاع مناسب با ابعاد بنا سرشيرهاي پيش آمده و آجر فرش گچ‌بري اتاق ها تفکيک فضاهاي خدماتي چون آشپزخانه و انباري و بخش خدمه از هسته اصلي از ويژگي هاي بناي امير لطفي است. تاريخ ساخت اين بنا به اواخر دوره قاجاريه مي رسد و اوج رونق بنا زمان پهلوي اول بوده است. اين بنا در سال 1378 با شماره 2392 در فهرست آثار ملي ايران ثبت شد.


خانه تقوی
این مجموعه از بناهای دوره قاجار است كه در مساحتی بیش از 2000 متر مربع ساخته شده و ساخت آن منسوب به حاج میرزا محمدتقی تقوی (تقی اف) می باشد. خاندان تقوی از تجار بزرگ منطقه ی استراباد بودند كه به علت تجارت با روسیه عنوان تلگرافی آن ها «تقی اف» بود. این مجموعه ی تاریخی شامل بیش از ده حیاط اصلی و فرعی می باشد.مصالح به كار رفته در این ساختمان ها ، كچ ، خاك ، آهك ، آجر ، خشت خام و چوب می باشد. چوب های به كار رفته در ستون ها اغلب چوب درخت سرخدار و چوب های به كار رفته در درها اغلب چوب درخت آزاد می باشند.ساختمان ها اغلب دو طبقه هستند و كف طبقه ی دوم با چوب، لمبه كوبی شده تا بار كمتری بر سقف طبقه ی تحتانی وارد شود. این ساختمان ها اغلب یك متر بالا تر از سطح زمین ساخته شده و زیر آن ها خالی می باشد تا از نفوذ رطوبت به داخل بنا جلوگیری شود. در داخل حیاط ها ایوان ها یی طراحی شده كه به آن ها "مهتابی" می گویند. این ایوان ها از تابش مستقیم نور خورشید در امان بوده و محل خوبی برای نگهداری برخی آذوقه ها بوده اند.


مجموعه باقری ها
مجموعه تاريخي باقري گرگان مربوط به اواخر دوره قاجار است كه در سال ۸۱ در فهرست آثار تاريخي به ثبت رسيده است. خانه باقري ها در بافت تاريخي و محله سرچشمه گرگان با مساحت ۳ هزار مترمربع و زيربناي يك هزار و ۵۵۵ مترمربع، ۷ حياط، ۴۲اتاق و ۴ در دارد. موقعيت قرارگيري بنا در بافت قديم گرگان كه از شرق به راسته بازار نعلبندان و مسجد جامع و از شمال و شمال غرب به مجموعه تاريخي تقوي و امامزاده نور منتهي مي شود به ارزش بنا افزوده است.در اين بنا اتاق هاي طبقه اول كه در جنوب و شرق قرار دارند چون در معرض نور آفتاب بيشتري هستند در زمستان مورد استفاده قرار مي گرفتند. اما اتاق هاي طبقات فوقاني داراي در و پنجره هاي متعددي در شمال و جنوب بنا هستند.


خانه رضا قلی نژاد
 بنا مربوط به دوران قاجار مي باشد. خانه رضاقلي نژاد در محله سرچشمه گرگان واقع شده است كه از شرق به امامزاده نور و از جنوب شرق از طريق معبري به مجموعه تقوي و باقري مرتبط مي شود. بناي تاريخي رضاقلي نژاد حدود 500 متر مربع مي باشد .اين بنا داراي دو درب ورودي از معبر شرقي و جنوبي مي باشد درب ورودي شرقي به دالونی كه سيركولاسيون اصلي ورود به مجموعه را تشکیل می دهدمتصل مي باشد. بعد از ورود از درب ورودي شرقي به دالون يا هشتي وارد مي شود و از طريق اين گذر به حياط اندروني اصلي مجموعه وارد مي شويم كه حياطي مركزي است بااتاق هايي كه در اطراف اين حياط مركزي قرار دارند. هشت اتاق در طبقه اول كه شامل دو اتاق درشمال ـ دو اتاق درجنوب ـ دو اتاق در شرق و دو اتاق درغرب حياط مي باشند و در قسمت غرب دو اتاق هم درطبقه فوقاني قرار دارند . درقسمت شمالي حياط و در زيراتاق هاي اين طرف زيرزميني واقع شده است. اين بنا هم همانند خانه هاي ديگردر بافت بر روي كرسي چيني هاي 80 تا 92 سانتي متري واقع شده است ومصالح عمده دربنا آجرهاي 20 ×20 خشت، سفال ،  چوب ، آهك ، گچ و خاك رس مي باشد نور اطاقها از طريق پنجره هاي معمولي و پنجره هايي مشبك با شيشه هاي رنگي تامين مي شد. پوشش بنا هم شيرواني و سفال پوش است كه با شير سرهاي چوبي که حدود 5/1 متر ازديوار پيش آمده پوشش یافته است.

 

مجموعه شيرنگي
مجموعه شيرنگي در محله نعلبندان و جنب امامزاده نور شهرستان گرگان واقع شده است. پلان اين بنا بصورت مربع و مستطيل شكل در دو طبقه و هر طبقه داراي دو اطاق مي باشد. كف اطاق طبقه دوم با چوب نراد روسي فرش شده و در و پنجره هاي بنا نيز چوبي است. مصالح بكار رفته در اين بنا عبارتند از : آجر 25×25 سانتيمتر و خشت خام در ديوارها ، سقف سفال پوش، تزئينات گچي در نماي زير سقف مي باشد.اين بنا از آثار اواخر دوره قاجاريه مي باشد.


خانه خراساني
خانه خراساني در خاور امام‌زاده نور، در کوچه خراساني واقع است و از جمله بناهاي اواخر عهد قاجاريه گرگان است‎.تاريخ ساخت اين بنا بر اساس سنگ نبشته‌ي سطوح زيرين سرشيرهاي آن به 1295 مي رسد که با سلطنت ناصر الدين شاه هم‌ زمان است. اين بنا در دو بخش ساخته شده : 1- بخش شمالي 2- بخش جنوبي عمده ارزش‌هاي معماري‌برجاي‌مانده بنا‌‎؛ بخش جنوبي آن است و بخش شمالي فاقد ارزش تاريخي است. بناي خانه خراساني در طبقه دوم از پيشکن به عنوان عنصر ارتباط دهنده استفاده نموده است که در نماي شمالي بنا ساخته شده است. اين عنصر معماري در معماري جنوب ايران نيز به چشم مي خورد .تعداد بازشوها از ديگر ويژگي‌هاي اين بناست که خاص معماري مناطق گرم و مرطوب ايران است تا بتوان در اوج گرما و شرجي از کوران استفاده نمود.‌طاق‌ها و طاق نماها، تزيينات گچ بري موسوم به دندان موشي، ارسي هاي زيبا و پنجره هاي مشبک، با شيشه هاي رنگين، نقاشي هاي سطوخ زيرين سر شيرها که با آيات و اشعار آميخته شده است. اين بنا در سال 1377 طي شماره 2273 در فهرست آثار ملي ايران به ثبت رسيد .


خانه شفیعی
یکی از با ارزش ترین بناهای تاریخی بافت قدیم گرگان خانه شفیعی است که در محله سرچشمه و در بین محلات دربنو، دوشنبه ای، نعلبندان و آثار با ارزشی چون امامزاده نور، حمام سرچشمه، خانه های شیرنگی، تقوی ، باقری، میرشهیدی، رضاقلی نژاد قرار دارد .خانه شفیعی با پلان مستطیل شکل و کشیدگی شرقی غربی متعلق به دوران قاجاریه است، و دارای دو حیاط مرتبط با هم که به شیوه حیاط مرکزی ساخته شده است. درب ورودی این بنا در سمت شرق قرار دارد و بوسیله دالانی به حیاط منتهی می گردد.سازه اصلی بنا؛ آجر و تا حدی چوب با اندود کاهگل و گچ می باشد که در بعضی قسمتها بر روی کرسی چینی آجری قرار گرفته است. سقف بنا شیروانی با پوشش سفال همگون با بافت تاریخی گرگان می باشد.

 

 

 

 

 




ارتباط با مدیرکل و معاونین

در صورتی که نیاز به دریافت پاسخ دارید , حتما ایمیل خود را وارد نمائید تا در اولین فرصت به درخواست شما پاسخ داده شود , در غیر این صورت پیغام شما بدون پاسخ خواهد بود
*
مردمی کارکنان اداره
*